بنام خدایی که همین نزدیکیهاست

ويولن سازي جهاني آنچنان كه يهودي منوهين در شوراي ويولن در تالار فارابي عنوان كرد و بيش از 60 نفر از بزرگان موسيقي جهان بر آن تاكيد كردند .سازي كه اگر نبود بدون شك اركستر معنا و مفهومي نداشت . سازيكه سلطان نام نهادندش و هر كس را آرزوي رام كردنش بوده است .چه كسي در كجا توانست رامش كند؟جمله معروف بتهوون كه ميگفت براي يادگيري اين ساز به 8 ساعت كار روزانه به مدت 30 سال لازم است شايد اشاره كوچكي بر تواناييهاي اين ساز است.سازي كه كوچكترين عضو خانواده خود ميباشد و مدتها آنرا ساز خدمه و نوكرها ميدانستند و اجازه ورود به سالن هاي اشرافي را نداشت ولي با اجراي سرود مارسيز توسط پاگانيني شهري را برآشفت .ويولن پيروز شد سازي عجيب ،زيبا با اصول مهندسي بينظير كه از ساوار تا امروز فيزيكدانان صوت در بررسي اين شاهكار ناكام مانده اند.موسيقيدانان تاريخ را عزم بر آن شد تا پوزه اين سركش را بر زمين زنند از باخ نابغه تا بتهوون انقلابي هر آنچه كه توانستند سرودند ، نوازندگان هر چه تكنيك ميدانستند و در خيالشان ميگذشت بران اجرا كردند و همچنان ويولن سرفراز و توانا راست قامت ايستاد.

شهرتش از غرب اندك اندك به شرق روي مياورد .اروپاي شرقي را در هم مينورديد . موسيقيدانان روس هم از كلاسيك تا رمانتيك را به واسطه ي او آفريدند و هنوز تا جهاني شدن اين ساز فرسنگها فاصله بود . به فلات ايران رسيده بود ولي ايراني نبود همان ساز وحشي و نا آرامي بود كه اگر چه اجدادش در اين سرزمين زيسته بودند و خاستگاهي پنج هزار ساله از زمان راونا سترن وامرتي و كمان آگوز روبب ، ربل ، ربك ،ربكيشنو و رباب و كمانچه عجوز در اين سرزمين داشت  وليك در مهد تمدن موسيقي جهان را كسي ياراي سخن گفتن با وي نبود . غريبه اي شده بود ،شكلي تكامل يافته از كمنجه . به همين دليل او را كمانچه فرنگي ميناميدند .اين طرز تلقي كمانچه نوازان را در خيال برد كه پنجه در پنجه حريف بياندازند و بر دهانش لگام زنند . ولي پس از مدتي بر آن شدند تا كمانچه را با اضافه كردن سيمي ديگر به ظاهر او بيارايند. روزي صبحگاهي صبا خبري خوش آورد و آن جهان بيني ناب صبا بود نه خود باخته و نه كوته بين . به ذات موسيقي  اعتقاد داشت و مرزبنديهاي جغرافيايي در موسيقي را نادرست ميدانست . ميگفت : "به عقيده اينجانب ريشه موسيقي يكي است و از اين نظر تفكيك موسيقي تحت عناوين شرقي و غربي معنا ندارد بايد متذكر شوم كه عقايد افراطي يك عده كه جدايي بين موسيقي شرقي و غربي قائل شده اند در موسيقي ملي وضع ناهنجار كنوني را بوجود آورده است ".

اي خوشا هندو وترك همزبان-وي بسا دو ترك چون بيگانگان-پرده پندار مي بايد دريد.

در سال 1306براي اولين بار نغمه ويولن با تكنولوژي صبا با آواز روح انگيز به بازار آمد و از همان روز در اين سرزمين بومي شد اما داستان ويولن به همينجا خاتمه نيافت تا خاورترين نقطه شرق را نيز درنورديد و نغمه هاي مترنم هر روستايي را با لحن خود پيوند زد و از اين رو سازي جهاني را بر آن نام نهادند كه هر نغمه از هر گوشه جهان را توانايي نواخت داشت .حتي نغمه هاي سيتار راوي شانكار.

اين شروعي بود بر اقبال ويولن در ايران ،   

از شاگردان حسين خان اسمعيل زاده و عليرضا خان چنگي كساني چون اسماعيل زرين فر ، حسين ياحقي ، ركن الدين خان مختار ، رضا محجوبي ، ابراهيم منصوري ، اصغر بهاري و ابوالحسن صبا پرورش يافتند . (مقصود ويولن و كمانچه است)

.

اواخر قاجار ديگر موسيقي ايران رونق نداشت ، شاه و شاه باجي و وزير و وكيل هر يك درگير مشكلات تاج و تخت و مشروطه بودند .. با توجه به پيدايش اركسترهاي غربي از سال 1235 به نام دسته موزيك سلطنتي توسط بوسكه  و رويون به جاي نقاره خانه ، 1248 ورود لومر دسته موزيك نظام ، اركستر زهي سلطنتي توسط دوال ،

اركستر تشريفات دربار ، اركستر انجمن اخوت در 1280 -1288 به سرپرستي درويش خان ، 1289 اركستر زهي سلطنتي توسط سالار معزز ، اركستر مدرسه موسيقي توسط وزيري 1303 و اركستر سمفونيك بلديه به رهبري مين باشيان در سال 1313 و عدم امكان همراهي كمانچه در اين كنسرت ها  و موج نوي تحول موسيقي ايران با افكار تابناك وزيري در كنار بزرگترين دوست و شاگرد وفادارش روح ا... خالقي با اسلوب صحيح صبا همه و همه را به سوي ويولن راهنمايي كرد.

ديگر حتي درويش هم در اركستر خود از ويولن و ابراهيم منصوري به عنوان نوازنده استفاده ميكرد. ولي اركستراسيون قواعد خود را دارد .موسيقي علمي جهاني شده است و شنونده خسته از تكنوازي ، پليفوني امروزي را بيش از مونو فوني آنهم توسط نوازنده بي مايه مي پسندد.

علينقي وزيري ، روح ا.. خالقي و ابوالحسن صبا به مدد جهان بيني ناب خود كه موسيقي را علمي جهاني ميدانستند از هيچ كوششي جهت يادگيري موسيقي روز دنيا فرو گذاري نكردند تا از راه كسب علم موسيقي بلكه بتوانند موسيقي سرزمين مادري خود را براي مدت بيشتري زنده نگاهدارند . كاري كه پنجاه سال پس از آنان موسيقيدانان ژاپن به كسب آن همت گماردند و موفق نيز شدند.

اما جهاني سازي موسيقي آنهم موسيقي ايراني مشقت هاي بسياري را در پيش رو داشت . علاوه بر دانش استفاده از ابزار مناسب در اين راه بسيار مهم مينمود . و از همين روي ويولن توفيق خدمتگذاري به فرهنگ و هنر موسيقي ايراني را يافت . دامنه صدا در ويولن بيش از كمانچه و دايناميك اين ساز نسبت به كمانچه بسيار بيشتر . كمانچه براي روح موسيقي عصر قاجار و خصايص فضاي موسيقي آن عصر هماهنگ بود و نيازي به اجراي 5 يا 6 اكتاو نداشت و زير وبم موسيقي ايران را به خوبي نمايش ميداد . اما در اين دوران سعي بر جهاني سازي موسيقي ايراني بود و متاسفانه كمانچه نوازان آن عصر كمتر آگاه و توانا در ياري رساندن به اين مهم بودند.

استاد ابوالحسن صبا كه سه تار را در محضر ميرزا عبدالله به پايان رسانده بود و از درويش خان نيز تبرزين طلا گرفته و سنتور را از علي اكبر خان شاهي ، فلوت را از اكبر خان رشتي  كمانچه را از حسين خان اسمعيل زاده ويولن را از حسين خان هنگ آفرين ، تنبك را از حاجي خان ضرب گير آموخته بود به پنج سال تحصيل در مكتب وزيري پرداخت. صبا شيوه نوازندگي ويولن را گسترش و متحول نمود .شيوه اي را كه وي بنا نهاد علاوه بر آنكه پيشرفته ترين و سالمترين شيوه نوازندگي است ، اساس و الگوي نوازندگي عده اي از كمانچه نوازهاي تحصيلكرده امروزي نيز هست.

با برخورداري از تكنولوژي ويولن صبا  ، خيل مشتاقان كه از يكسو دلبند موسیقی ايراني بودند و از سوي ديگر ظرافت و سبكي  و صداي پر صلابت و دل انگيزآن را در نواختن نغمه هاي دلنشين ايراني توسط استاد مي ديدند چنان مفتون ميگردند كه آرزوي رام كردن آنرا در خيال خود ميپروراندند.استاد صبا نيز كه انتهاي موسيقي اين سرزمين بود آنقدر بزرگ ، گشاده رو ،صميمي  و با روي باز مشتاقان را ميپذيرفت و راهنمايي ميكرد تا هر يك به قله اي از قلل موسيقي ايران تبديل شدند . اما بي شك در اين راه مشقات فراواني نيز بود و هر كس را توان رسيدن به سرانجام ميسر نبود. استاد با مهرباني هر يك را به راهي ديگر و هنر ديگر رهنمون ميشد

 

از سوي ديگر مرحوم روح الله خالقي كه يكي ديگر از بزرگان تاريخ موسيقي اين سرزمين است در خلق قطعات دلنشين موسيقي ايراني  و اجرا توسط بهترين نوازندگان موسيقي آن عصر و به همراهي شاگردان ويولن استاد صبا همت گمارد كه امروز نيز پس از گذشت سالها هنوز چونان روز اول چهره تابناك و زيباي موسيقي ايراني را به ما مينماياند و اگر بخواهيم  خصوصيت تفكيك ناپذير هنر را همانند نقاشي و شعر و موسيقي فقط يك اصل بدانيم بدون شك آن اصل  ، ماندگاري خود اثر ميباشد كه غبار روزگار و گذشت ايام هيچ گاه آن را تيره نميسازد و همواره ميشود از آن آموخت و آموخت.

متاسفانه بسياري بدون توجه به بضاعت نوازندگان كمانچه سعي در مخدوش كردن شاگردان مكتب وزيري و به خصوص استاد خالقي در آن عصر را دارند تا بلكه جايگاه ويولن را در موسيقي ايران خدشه دار نماياند . از اينان سئوالي است آيا تنها نوازنده باقيمانده آن عصر مگر استاد بهاري نيست ، آيا اگر بهاري نبود كمانچه امروز چنين جايگاهي در موسيقي ايران داشت ، آيا مگر استاد بهاري ويولن را از رضا محجوبي نياموخت و 20 سال ويولن نزد . چه كسي وي را تشويق به پرداختن به كمانچه به جاي ويولن كرد ، چه كسي از وي خواست تا در هنرستان در كنار آقايان صبا و محجوبي به تدريس كمانچه بپردازد  و چه كساني به ايجاد اركسترهاي سازهاي ملي  همت گماردند آيا به جز آقايان وزيري و خالقي و دهلوي و پايور بودند. و چه كساني به سفارش ساخت انواع سازهاي ديگر براي تار و سنتور و ... جهت اجرا و هماهنگي بيشتر در اركستر پرداختند. (استاد مقدسي : استاد بهاري مي‌فرمايند بعد كه من كمانچه را در دست گرفتم به توصيه آقاي روح الله خالقي ،در اركسترهاي آنجا شروع به كار كردم و ايشان معتقد بودند كه در اركستر سنتي بايد ساز سنتي هم ما داشته باشيم يعني من كمانچه نوازي كنم بعد مي‌گفتند در اركستر هنرستان هم شروع به كار كردم و در كنار اساتيد زمان مثل استاد ابوالحسن خان صبا ، استاد حسين تهراني و آقاي استاد احمد عبادي قرار گرفتم و مشغول كار شدم)

 

بي شك اگر اين تئوري پردازان و نظريه سازان بزرگ موسيقي ايران ( با مشقات فراوان و كسب دانش لازم  و استفاده از ابزارهاي مناسب )سعي در حفظ  و اشاعه موسيقي ايراني نكرده بودند امروزه همين رديف و موسيقي سنتي نيز فراموش گرديده بود و مسلما موسيقي ملي  ،جايگاه امروزين خود را نداشت .در اين عرصه استادان بسيار بزرگي از همين مكتب به عرصه موسيقي ايران كمك نمودند كه جاي نامبردن از تك تك آنها چونان محجوبي ، معروفي و غيره نيست .

 

متاسفانه در تحليل چگونگي ظهور ويولن به جاي آشنايي با گستردگي امكانات ويولن و شناخت لازم از قابليتهاي گسترده آن و امكان اجراي موسيقي ملي بدون كوچكترين خللي در ارزش موسيقايي اثر و همچنين  امكانات اجراي هماهنگ و اركستري موسيقي ، به مسائلي از قبيل شيك بودن و با كلاس بودن ويلن و جوگير شدن استادان بزرگ ويولن كشور ميپردازند كه اگر چنين بود تاگنون بارها به فراموشي سپرده شده بود و سرنوشتي چونان بسياري از سازهاي ديگر مي يافت حال آنكه مشتاقان يادگيري اين ساز امروزه چند ده برابر گشته اند و عليرغم عدم تمايل متوليان موسيقي كشور به آموزش ويولن ايراني و خانه نشين شدن بزرگان اين ساز هنوز ميل و اشتياق يادگيري در هنرجويان ايراني زبانه مي كشد. آنكه بايد موفقيت و يا عدم موفقيت يك ساز را در قابليت هاي ساز و از همه مهمتر در نوازندگي نوازندگان آن بررسي كرد.

نوازندگان و موسيقيداناني كه هميشه و در تمامي بداهه نوازي ها و گروه نوازي ها يك پاي ثابت موسيقي ايراني بوده اند و استاداني چون خالدي ، تجويدي ، همايون خرم ، پرويز ياحقي ، اسدا... ملك ، حبيب ا... بديعي و رحمت ا... بديع جزيي از درخشانترين آثار اين سرزمين را خلق و اجرا نموده اند.

آيا جاودانه ترين و زيباترين آثار و تاليفات موسيقي ايراني جز به دست بزرگ مرداني چون خالقي ، خالدي ، حسين ياحقي ، رضا محجوبي ، صبا ، تجويدي ، مجيد وفادار ، بديعي ،پرويز ياحقي ، ملك  خرم و ساير نوازندگان ويولن سروده و به اجرا در آمده است . متاسفانه ذكر تمامي اين آثار حتي از يكي از اين استادان نيز در اين مقاله نمي گنجد لكن حتي اگر فقط و فقط به يكي از اين آثار ماندگار چون سرود اي ايران كه بدون شك ماندني ترين سرود تاريخ ملي ماست بپردازيم به ارزش اين هنر مندان پي خواهيم برد.

بدون شك اگر وجود گرانبهاي اين گرانقدرتان نبود امروزه مردم اين سرزمين به موسيقي عرب و ترك گوش فرا ميدادند و اثري از اين گنجينه بزرگ موسيقي كه بسياري خود را پيرهن چاك و ميراث شخصي خود مي دانند در اين سرزمين به گوش نمي رسيد.

متاسفانه نگرش غلطي امروزه بر جامعه ي غير متخصص و تعدادي از اهالي هنر مستولي است كه در صدد حذف ويولن ايراني هستند و تا امروز به مدت 30 سال اين روند ادامه پيدا كرده است.

در عدم موفقيت اين ساز در اجراي موسيقي سنتي ديگر نه كمبود تواناييهاي اين ساز ، يا كمبود نوازندگان و يا عدم هماهنگي آنان كه حذف دستوري اين ساز مطرح مي باشد و با همه ي اين تفاسير هنوز نيز زيباترين اجرا ها ي موسيقي ايراني از رسانه هاي كشور توسط اين عزيزان بزرگ هر روز به كرات تكرار و تكرار مي شود.

مگر مي شود بزرگاني چون قوامي ،محمودي خوانساري و شجريان و در راس صداي مخملين آواز ايران بنان را با همراهي اساتيد ويولن ايران به فراموشي سپرد.

مگر مي شود اي اميد دل من كجايي پرويز ياحقي را كه در 18 سالگي سرود و بنان بزرگمرد آواز به همراهي پدر موسيقي ايران ابوالحسن خان صبا و تجويدي و استاد ملاح را فراموش كرد . اين چه انس والفتي است كه جواني 18 ساله بسرايد و استاداني بي همتاي تاريخ موسيقي ايران آنرا اجرا كنند و در اركستر اين جوان ساله 18 بشينند. آري براستي نوازندگان بزرگ ويولن ايراني روحي چنين بزرگ داشته اند و از همين روي از آنان به بزرگي و بزرگ منشي ياد ميگردد. استاداني بزرگ كه هيچگاه كمانچه را از ياد نبرند و چون گوهري آنرا نزد خود به امانت نگاهداشتند و در هر محفلي به ديده احترام به آن نگريستند و با احترام به آن دست يازيدند .بزرگاني چون اسدا... ملك كه در تمامي اجراهاي خود در خارج از كشور هيچگاه ويولن به دست نگرفت و با كمانچه به همراهي اركستر ملك پرداخت . آيا زيبايي كمانچه رحمت ا... خان بديع فراموش شدني است. نه ،هيچگاه در تاريخ موسيقي اين سرزمين ويولن نوازان ايراني ويولن در صدد حذف كمانچه از تاريخ موسيقي اين سرزمين نبوده و نيستند و بي شك تمامي آنها در كنار سازهاي خويش يك كمانچه ي زيبا را در جايگاه رفيع سازهاي خود قرار داده اند . همانگونه كه استاد داوود گنجه اي نوازنده بزرگ كمانچه در حضور استاد تجويدي به نواختن ويولن مي پردازد. و بسيار شيرين و زيبا.

ويلن 

نخستین نوازنده ویولن در ایران:ویولن جز دسته‌ای از ادوات و آلات موسیقی است که ناصرالدین شاه پس از تاسیس شعبه موزیک در دارالفنون و آمدن مستشاران خارجی برای معلمی به این شعبه و همچنین آوردن سازهای جدیدی مانند «فلوت» و «قره‌نی» که استفاده از آن را در ایران رواج داد. «مسیو دال» فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و البته دو سال بیشتر نیز  در ایران نماند، تدریس در قسمتی از شعبه موزیک دارالفنون را به عهده گرفت. وی استاد و نوازنده ویولن بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم می‌داد و ظاهرا قدیمی‌ترین مربی و معلم ویولن در ایران است.

بدین ترتیب «حسن مشحون» در کتاب تاریخ موسیقی ایران، «حسن هنگ‌آفرین» را قدیمی‌ترین نوازنده ویولن معرفی کرده ولیکن «روح‌الله خالقی» در کتاب «سرگذشت موسیقی»، تقی دانشور (اعلم‌السلطان) را نخستین ایرانی می‌نویسد که با ویولن آشنا شده است.

فـــــــعــــــلا يـــــا حــــــــــــق.